محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى

886

آثار عجم ( فارسى )

برادر است . - ميرزا جواد ؛ به نيكىنهاد ، داراى حساب و سياق است و از امثال خود ، طاق . - حاجى ميرزا هاشم خان ؛ مستوفى دفترخانه است و بين الاقران ، فرد و يگانه . - حاجى ميرزا سعيد خان ؛ از سادات رفيع درجات است و صاحب خطّ و كمالات . - ميرزا منصور و ميرزا خليل ؛ ولدان مشير دفترند و ميرزا على سابق الذّكر را از برادران كوچكتر . طبقهء ديگر از ارباب قلم : ميرزا سيّد رضى : از سادات حمزوى است . آفتاب سپهر معالى است و تخلّصش « بلند اقبال » . ولدانش ميرزا بهايى « 1 » و ميرزا جمال . اين اشعار از « بلند اقبال » است : تا رز آرد غوره و آن غوره تا انگور گردد * چشمها بايد به راه انتظارش كور گردد خود گرفتم غوره شد انگور ، ناگرديده صهبا * ترسم از اين كو خوراك مور يا زنبور گردد خود گرفتم باده گردد تلخ و شيرين نشئه گردد * لعلگون گردد ، به بو ، چون عنبر و كافور گردد كو اميد اينكه گردد آن نصيب ما به عالم * ور شود شايد نه با مه طلعتى چون حور گردد ساقى امشب گر به ما روزى است خم را ساز ساغر * تا سبو را پُر كنى از خم ، زمانى دور گردد [ 541 f ] ده بلند اقبال را مى هى پياپى هى دمادم * تا ز دل ظلمت برد و ز پاى تا سر نور گردد - ميرزا محمّد حسين حمزوى ؛ دفتر و حساب را نيكو مىنگارد و بر اقران خويش مزّيت دارد . - ميرزا ابو القاسم ؛ ابن مرحوم ميرزا هدايت اللّه حمزوى است و داراى كمالات

--> ( 1 ) . ميرزا بهايى داراى ذوق و طبع است و در شعر ، « بهايى » ، تخلّص مىنمايد ؛ اين اشعار از اوست : عاشق روى توام با كفر و ايمانم چه كار * مىپرستم من ترا ، با اين و با آنم چه كار روى تو تاريك شب را روز روشن مىكند * پيش رخسارت به شمع و ماه تابانم چه كار سرو قدّى ، لاله خدّى ، گلعذارى ، غنچه لب * چون تو را دارم دگر با باغ و بستانم چه كار